السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

116

مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي )

مرتكب شدند دليلى قاطع باشد بر واقعيت اقدامات آنان و طبيعت شرايطى كه غصب اين امر بسيار مهم را كه به همه جامعه اسلامى مربوط است ، در برگرفته بود . ( 1 ) 2 - ما نمىدانيم چه ملازمه‌اى است بين عدم نقد و بررسى قضايا توسط ما و از درجهء اعتبار انداختن آن توسط ديگران . آيا تا اين اندازه سست و ضعيف است ؟ ! آيا معقول است كه وى مىخواسته بگويد : بايد پيش از آنكه ديگران قضاياى ما را از درجهء اعتبار ساقط كنند ، ما خود ، آن را از اعتبار بيندازيم ؟ ! ( 2 ) 3 - او در سخنان ديگرى مىگويد : فقط پرسشهايى را مطرح مىكند و نه قصد مناقشه آن را دارد و نه در پى يافتن پاسخ آن است بلكه از ديگران مىخواهد كه بدان پاسخ دهند و خودش نه نفى مىكند و نه اثبات . آيا كسى كه نه نفى مىكند و نه اثبات ، از كسانى شمرده مىشود كه قضايا را به شيوهء خاص مورد مناقشه قرار مىدهند ؟ ! او تصريح دارد كه بحث دربارهء شكستن پهلوى زهرا عليها السّلام برايش مهم نيست . پس چرا اصرار مىورزد كه دربارهء همين مسأله پرسشهايى برانگيزد ؟ ! روشن است كسى كه به طرح پرسشهاى استفهامى بسنده مىكند نبايد رسوا شود ، و لذا كسى تا كنون چنين فردى را رسوا نكرده است . بلى ، گاهى اوقات رسوا كردن كسى كه موضوعى را به شيوهء غير علمى مطرح مىكند ، درست و بلكه لازم است . او موضوع را براى عموم مطرح مىكند تا در نفوس مردم ساده كه توان لازم براى تحليل مسائل و كسب علم و معرفت ندارند ، ايجاد شبه كند ، بدون آنكه پاسخ قانع كننده‌اى ارائه نمايد ، بلكه مىبينيد به شيوهء « طرح سؤالات » دهها دليل در نفى آن مىآورد . حال كسى آمده كه تلاش دارد يك پاسخ علمى به مردم ارائه دهد ، اين را افشاگرى و رسوايى مىنامند ! ! ( 3 ) 4 - انصاف نيست كه وى از مردم دعوت كند كه براى مناقشه قضايا به خانه‌اش